در دادگاه عشق...قسمم قلبم بود و وکیلم دلم و حضار جمعی از عاشقان و دل سوختگانقاضی نامم را بلند خواندو گناهم را دوست داشتن تو اعلام کرد!پس محکوم شدم به تنهایی و مرگ کنار چوبه ی دار...از من خواستند تا اخرین خواسته ام را بگویم و من گفتم:به تو بگویند دوست دارم



نوشته شده در 31/3/1388ساعت02:54 توسط زهرا | لینک ثابت || نظرات(2) - ارسال نظر -