ــ از تنهايي ؟ گفتي : همزباني

ــ از محبت ؟ : عشق

ــ از دوستي ؟ : صداقت

ــ از بهار ؟ : طراوت

ــ از سفر ؟ : انتظار

ــ از جدايي ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

: ........

باز هم گفتم جدايي ؟ سکوت تو مرا شکست و به گريه انداخت

.

به چشمانت نگاه کردم و گفتم بگو

...

تو آغوش به رويم گشودي و گفتي :جدايي ، هرگز ... بي تو من مي ميرم



نوشته شده در 22/5/1388ساعت08:08 توسط زهرا | لینک ثابت || نظرات(14) - ارسال نظر -